مبحث اول: تعریف فناوری و محتویات آن

گفتار اول: تعریف فناوری:

فناوری معادل واژه لاتین TECHNOLOGY است که از دو واژه TECHNO به معنای فن و هنر و LOGY به معنی دانش و علم تشکیل شده است و ترجمه تحت الفظی آن دانش فنی است با وجود این دانش فنی در صنعت و تجارت معنای محدودتری دارد و صرفا به اطلاعات و مهارتهای فنی گفته می شد. بطور کلی فناوری را می توان چنین تعریف کرد:”مجموعه ای از ابزار،تجهیزات،ماشین آلات،آگاهی ها، دانش ها،فنون،روش ها،مهارتها،تجربیات و سازماندهی که برای تولید،تجاری سازی و بهره مندی از کالا و یا ارائه خدمتی مورد استفاده قرار می گیرند.

گفتار دوم: محتویات فناوری:

از تعریف وسیع فناوری می توان به محتویات متعدد و گسترده آن پی برد مرکز انتقال فناوری آسیا و اقیانوسیه چهار بخش و عنصر برای فناوری قائل شده است:

۱- فناوری افزار(TECHNO WARE)

فناوری افزار یا به عبارتی سخت افزار در حقیقت همان فناوری متجسم در اشیاء است و شامل ماشین،تجهیزات و ابزار تولید آن ها یعنی کارخانه ها و غیره می شود که در اصل تجهیزات فیزیکی هستند

۲- انسان افزار( HUMAN WARE)

انسان افزار به معنی فناوری متجسم در انسان است و شامل مهارتهای تولید،نوآوری و خلاقیت می گردد که در حقیقت توانائی های انسان،مهارت،تجربه و استعداد و هوش او را در بر می گیرد

۳-اطلاعات افزار(INFO WARE)

اطلاعات افزار عبارت است از فناوری متجسم در مدارک و اسناد که در مجموع به آنها دانش یا اطلاعات گفته می شود این جزء از فناوری به صورت دانش است و در قالب تئوری ها و نظریه ها،طرح ها،دستنامه ها،پایگاههای کامپیوتری و غیره تجلی می یابد.

۴- سازمان افزار(ORG WARE)

سازمان افزار عبارت است از فناوری متجسم در سازمان و مدیریت که در حقیقت عامل ارتباط دهنده و هدایت کننده سایر اجزاء فناوری است و عملیات تولید یا ارائه خدمات را رهبری و هماهنگی می کند

البته در تقسیم بندی دیگری ۴ دسته را بصورت”سخت افزار”،”نرم افزار”،”مغز افزار”و” دانش فنی” تقسیم بندی می کنند

مبحث دوم: انتقال فناوری

دو تعبیر از انتقال فناوری وجود دارد:

۱- در یک تعبیر، منظور از انتقال فناوری عبارت است از به کارگیری و استفاده از فناوری در مکانی بجز مکان اولیه ایجاد و خلق آن طبق این تعریف،انتقال فناوری فرآیندی است که باعث جریان یافتن فناوری از منبع به دریافت کننده آن می شود

۲- در تعبیر دیگر، منظور از انتقال فناوری، جذب و تحصیل فناوری توسط گیرنده فناوری می باشد.در این نگاه،صرف جابجایی مکانی برای انتقال فناوری کافی نیست و فناوری باید در حقیقت به گیرنده منتقل شود به طوری که او بتواند مثل واگذارنده توانایی ساخت محصول یا اجرای فرآیند با همان کیفیت اولیه را بدست بیاورد.

بنابراین می توان انتقال فناوری را عبارت از بکارگیری و استفاده از فناوری در مکانی به جز مکان اولیه ایجاد و خلق آن دانست. شایان ذکر است که انتقال فناوری دراین مفهوم عام بوده و انتقال فناوری در معنا و تعبیر دوم را نیز در بر می گیرد،به این صورت که طرفین قرارداد، در بعضی موارد می توانند علاوه بر تغییر مکانی فناوری،به دنبال انتقال توانمندی انتقال دهنده به انتقال گیرنده نیز می باشد.

انتقال فناوری به دو گونه صورت می گیرد: انتقال عمودی و انتقال افقی

۱- در انتقال عمودی یا انتقال تحقیق و توسعه، اطلاعات فنی و یافته های تحقیقات کاربردی به مرحله توسعه و طراحی مهندسی انتقال می یابد و سپس با تجاری شدن فناوری به فرآیند تولید وارد می شود

۲- در انتقال افقی، فناوری از یک سطح توانمندی در یک کشور به همان سطح توانمندی در محل دیگری منتقل می شود. در این حالت هر چه سطح گیرنده فناوری بالاتر باشد هزینه انتقال فناوری کاهش می یابد و جذب آن به صورت موثر تری انجام می شود.

مبحث سوم: روشهای انتقال فناوری

با توجه به حساسیت این مساله اصولا دو روش برای انتقال فناوری وجود دارد که شامل روش های قراردادی و روشهای غیر قراردادی می باشد که انتخاب آن بستگی به نوع فناوری،اهمیت فناوری و سیاست های کشور پذیرنده فناوری بستگی دارد.

بعضی از شیوه های غیر قراردادی انتقال فناوری عبارتند از:

۱- مهندسی معکوس

۲- آموزش فنی کارکنان در صنایع کشورهای پیشرفته

۳- تاسیس شرکت های تابعه در کشورهای صنعتی

۴- ایجاد مراکز تحقیقاتی در کشورهای صنعتی

۵- ایجاد محافل و انجمن های علمی و فنی بین الملل

۶- تاسیس مراکز آموزشی و تحقیقاتی سطح بالا در داخل کشوربه سرپرستی دانشمندان و موسسات آموزشی و تحقیقاتی پیشرفته جهان

۷- تبادل آکادمیک از طریق دانشگاهها

۸- ثبت اختراعات ارزان قیمت خارجی در کشور

۹- تملک شرکت های خارجی و یا خرید پاره از از سهام آنان

۱۰- استخدام متخصصین و دانشمندان خارجی

۱۱- ایجاد پایگاههای اطلاعاتی

۱۲- جاسوسی صنعتی

در سایر موارد از شیوه های قراردادی برای انتقال فناوری استفاده می شود در این زمینه می توان به قرارداد خرید ابزار،تجهیزات و ماشین آلات، قرارداد لیسانس،قرارداد فرانشیز، قراردادهای پیمانکاری مانند کلید در دست،قرارداد ساخت، بهره برداری و واگذاری، قرارداد مشارکت مدنی، قرارداد بیع متقابل، قرارداد کمک های فنی و خدمات مهندسی و قرارداد استخدام پرسنل علمی و فنی اشاره کرد.

مبحث چهارم: ارکان قراردادهای انتقال فناوری

معانی و تعابیر مختلفی برای ارکان قراردادها در نظر گرفته شده است که مفهومات عام آن شامل:

۱- انتقال دهنده (واگذارنده)

۲- انتقال گیرنده (گیرنده)

۳- فناوری موضوع قرارداد

۴- ما به ازا و عوض فناوری

گفتار اول- انتقال دهنده (واگذارنده):

شخص حقیقی یا حقوقی است که مالک فناوری است و یا اینکه مالک فناوری نیست لیکن به موجب قراردادی که با مالک دارد، حق انتقال فناوری را دارد مثل لیسانس گیرنده با اینکه مالک فناوری محسوب نمی شود ولی می تواند در حدود قرارداد از طریق انعقاد قرارداد لیسانس با دیگران، حق استفاده و بهره برداری از فناوری را به دیگران اعطا می نماید همین مطلب در مورد فرانشیز گیرنده اصلی هم صدق می کند.در مواردی واگذارنده فناوری خود انتقال گیرنده نیز محسوب می شود مثل دو شرکتی که با هم رقیب بوده ولی در یک موضوع مشترک کار می کنند.

گفتار دوم-انتقال گیرنده(گیرنده)

شخصی حقیقی یا حقوقی است که در قبال پرداخت مبلغی، حق استفاده از فناوری را به دست می آورد. چنین شخصی ممکن است به منظور آغاز فعالیت یا توسعه فعالیت قبلی خود به تحصیل فناوری روی بیاورد.

گفتار سوم- فناوری موضوع قرارداد

فناوری موضوع قرارداد با توجه به تعاریف و تعابیری که برای فناوری بیان شد حائز اهمیت می باشد و موضوعی است که گیرنده و فروشنده بر سر آن به توافق می رسند با توجه به حساسیتی که برای طرفین د راخذ و واگذاری فناوری وجود دارد و بیشتر مد نظر واگذارنده است در این مسیر اقداماتی از طرف واگذارنده صورت می گیرد که در دو حوزه حمایتی مطرح می شود: یکی مالکیت فکری و دیگری مالکیت صنعتی

مالکیت صنعتی مصادیق متعدد آفریده های فکری و صنعتی را شامل می شود که عبارتند از: ۱- ثبت اختراع ۲- طرح صنعتی ۳- طرح های ساخت مدارهای یکپارچه ۴- گونه های گیاهی ۵- علامت تجاری ۶- دانش فنی ۷- اسرار تجاری

۱- اختراع:

اختراع به ایده جدیدی گفته می شود که در زمینه فناوری راه حلی برای یک مشکل خاصی ارائه می کند اختراع ممکن است به شکل محصول،فرآیند یا فرآیندی که از آن برای رسیدن به یک محصول خاص استفاده می شود باشد. به موجب گواهی ثبت اختراع مخترع در مدتی معین حق استفاده انحصاری بهره برداری از اختراع را به دست می آورد و می تواند دیگران را از ساخت،فروش ، توزیع،استفاده و واردات و صادرات و به طور کلی هر نوع استفاده دیگری منع نماید.

۲- طرح صنعتی:

طرح های صنعتی به دلیل ظرافت و زیبایی که از لحاظ شکل،بافت،الگو و رنگ به محصول می دهند، مورد حمایت قرار می گیرند مطابق ماده ۲۰ قانون ثبت اختراعات طرح های صنعتی و علایم تجاری مصوب ۱۳۸۶،طرح صنعتی عبارتست از” هرگونه ترکیب خطوط یا رنگ ها و هر گونه شکل سه بعدی با خطوط، رنگ ها و یا بدون آن، به گونه ای که ترکیب یا شکل یک فرآورده صنعتی یا محصولی از صنایع دستی را تغییر دهد”.طرح صنعتی در انواع وسیعی از محصولات صنعتی و صنایع دستی از قبیل ساعت ها،جواهر آلات،اقلام تجملی،لوازم خانگی،لوازم الکتریک،وسایل نقلیه، مبلمان ،اسباب بازی و منسوجات مورد استفاده قرار می گیرد

۳- طرح های ساخت مدارهای یکپارچه:

به منظور کاهش ابعاد مدارهای یکپارچه و به طور همزمان افزایش کارایی آنها،نیاز مستمر به ایجاد طرح های ترکیبی وجود دارد. یک مدار یکپارچه کوچک تر،مواد کمتری را برای ساخت آن نیاز دارد و فضای کمتری را اشغال می کند.

مطابق با ماده ۲ موافقتنامه راجع به جنبه های تجاری مالکیت فکری(تریپس) مدار یکپارچه را چنین تعریف م ینماید: ” محصولی است که دارای کارکرد الکترونیکی بوده و در شکل نهایی و یا میانی خود، دارای اجزای متعددی است و حداقل یکی از این اجزای متعدد فعال بوده و همه یا بعضی از ارتباطات میان این اجزا به طور یکپارچه طراحی و یا همه بر روی یک قطعه دیگر قرا رگرفته باشند”. در همین ماده ،”طرح ساخت” نیز چنین تعریف شده است:”طرح ساخت آرایشی سه بعدی اجزا متعددی می باشند که حداقل دارای یک جز فعال بوده بعضی یا تمامی ارتباطات یکپارچه میان اجزا به منظور تولید یک مدار یکپارچه باشد”.

تبصره ۲ ماده ۶۲ قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ هم مدار یکپارچه را چنین تعریف می کند:”مدار یکپارچه یک جز الکترونیکی با نقشه و منطقی خاص است که عملکرد و کارائی آن قابلیت جایگزینی با تعداد بسیار زیادی از اجزاء الکترونیکی متعارف را داراست”.

۴- ارقام گیاهی جدید:

ارقام و گونه های گیاهی به نوع خاصی از ابداعات گیاهی اعم از درختان، بوته ها،علف،گیاهان،سبزیجات و گل ها گفته می شود که در ویژگی های خاص خودشان تا حد بالایی شبیه هم بوده و بعد از هر تکثیر یا هر دوره تکثیر یکسان می مانند.

آیین نامه قانون ثبت ارقام گیاهی و کنترل و گواهی بذر و نهال مصوب ۱۳۸۲، رقم گیاهی را چنین تعریف می کند:”گروهی از گیاهان هستند که در پایین ترین رده شناخته شده گیاه شناسی بوده و ضمن یکنواختی و پایداری صفات از گزوههای مشابه متمایز هستند”.

ماده ۳ قانون ثبت ارقام گیاهی و کنترل و گواهی بذر و نهال مصوب ۱۳۸۲ در این زمینه اعلام می دارد: ارقام گیاهی جدید چنانچه واجد شرایط زیر باشند ثبت می شوند:

  • جدید بودن رقم به شکلی که با ارقام ثبت یا شناخته شده قبلی از نظر خصوصیات ژنتیکی تمایز داشته باشند. ارقام تراریخته نیز مشمول این بند خواهند بود.
  • رقم جدید از نظر ژنتیکی و ظاهری و یا هر دو مورد یکنواخت باشد
  • خصوصیات رقم از دورگ(هیبرید) و یا غیر دورگ(غیر هیبرید) در سالهای تولید و تکثیر ثابت بماند.

تبصره ۱- ذخایر ژنتیک گیاهی اصلاح نشده و وحشی به عنوان ذخایر ملی تلقی گردیده و ثبت آنها تحت نام بخش های غیر دولتی مجاز نمی باشد. ثبت اینگونه ذخایر بر اساس تقاضای دستگاههای دولتی تحت نام دولت جمهوری اسلامی ایران انجام خواهد شد.

در ماده ۵ قانون فوق، مدت حمایت از ارقام گیاهی ۱۸ سال تعیین شده است.

۵- علامت تجاری

علامت تجاری عبارت از هر نشان قابل رویتی که بتواند کالاها یا خدمات اشخاص حقیقی یا حقوقی را از هم متمایز سازد(بند الف ماده ۳۰ قانون ثبت اختراعات،طرح های صنعتی و علایم تجاری) علامت جمعی هم یعنی هر نشان قابل رویتی که با عنوان علامت جمعی در اظهارنامه ثبت معرفی شود و بتواند مبدا و یا هر گونه خصوصیات دیگر مانند کیفیت کالا یا خدمات اشخاص حقیقی یا حقوقی را که از این نشان تحت نظارت مالک علامت ثبت شده جمعی استفاده می کنند متمایز سازد(بند ب ماده ۳۰ قانون مذکور)

۶- دانش فنی

دانش فنی به اطلاعات و مهارتهای فنی (محرمانه یا غیر محرمانه) فاقد گواهی اختراع گفته می شود که در طراحی، ساخت، استفاده یا نگهداری محصول یا اجرای فرآیندی به کار گرفته می شوند.

ماده ۱ دستورالعمل بند ۳ ماده ۸۱ کمیسیون اروپا، دانش فنی را چنین تعریف می کند:”مجموعه ای اطلاعات عملی فاقد گواهی اختراع که در نتیجه تجربه و آزمون به دست می آید”.

در بند ۱-۱۷ شرایط عمومی قرارداد واگذاری لیسانس و دانش فنی سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز دانش فنی چنین تعریف شده است: دانش فنی عبارتست از داده های فنی، اطلاعات و مهارتهای فنی،نقشه ها،طرح ها، دستورالعمل ها و نرم افزاری مربوط به فرآیند که درتاریخ تنفیذ قرارداددر تملک واگذارنده بوده،دارای استفاده تجاری است و در واحدهای صنعتی واگذارنده یا سایر گیرندگان مورد استفاده است. دانش فنی جزیی از بسته طراحی مهندسی فرآیند است و باید یک پیمانکاربا تجربه را با استفاده از آن،قادر به انجام مهندسی تفصیلی و ساخت واحد صنعتی کند.

۷- اسرار تجاری

اسرار تجاری به اطلاعاتی گفته می شود که در تجارت به کار می روند و مجهز بودن به آنها منافع و امتیازاتی را در مقابل رقبا برای دارنده دارد.اطلاعاتی اسرار تجاری محسوب می شوند که اولا محرمانه باشد ثانیا به خاطر محرمانه بودن دارای ارزش اقتصادی باشند ثالثا در جهت محرمانه نگه داشتن آنها تلاشهای معقولی صورت گیرد.

مشخصات مصرف کنندگان،فهرست عرضه کنندگان و مشتریان، لیست قیمت، اطلاعات مالی، طرح های تجاری،تدابیر تجاری،فنون تبلیغاتی،برنامه های بازاریابی، برنامه ها و روش های فروش، روش های توزیع،طرح ها و نقشه ها نمونه هایی از اسرار تجاری هستند.

ماده ۶۵ قانون تجارت الکترونیکی ایران مصوب ۱۳۸۲ اسرار تجاری را شامل اطلاعات،فرمول ها،الگوها،نرم افزار ها و برنامه ها، ابزار و روش ها، تکنیک ها و فرآیند ها،تالیفات منتشر نشده، روش های انجام تجارت و داد و وستد، فناوری،نقشه ها، اطلاعات مالی، فهرست مشتریان،طرح های تجاری و امثال اینها م یداند که به طور مستقل دارای ارزش اقتصادی بوده و در دسترس عموم قرار ندارد و تلاشهای معقولی برای حفظ و حراست از آنها انجام شود.

تفاوت دانش فنی و اسارتجاری با اختراع در لزوم مخفی ماندن دانش فنی و اسرار تجاری است. با این توضیح که مخترع جهت تحصیل حمایت قانونی و اخذ ورقه اختراع باید اختراع خود را در اظهارنامه و ضمائم آن توضیح داده و اطلاعات مربوط به آن را به عموم فاش نماید، حال آنکه دانش فنی و اسرار تجاری باید مخفی و محرمانه بمانند و نباید آنها را فاش کرد.

گفتار چهارم-مابه ازاء و عوض فناوری

اصولا گیرنده فناوری در قبال فناوری ما به ازایی پرداخت می کند که به آن عوض فناوری گفته می شود که در زیر موارد مرتبط بیان می گردد:

۱- انواع مابه ازاء و عوض فناوری: نوع عوض و مابه ازاء فناوری با توجه به عوامل مختلف منجمله نوع قرارداد،نوع فناوری موضوع قرارداد،شرایط بازار و صنعت و قدرت معاملاتی طرفین تعیین می شود مابه ازاء فناوری ممکن است مبلغ مقطوع،حق امتیاز یا ترکیبی از این دو باشد.همین طور که ممکن است فناوری باشد به این صورت که فناوری در برابر فناوری مبادله شود.

الف- مبلغ مقطوع:

در این حالت گیرنده فناوری در زمان انعقاد قرارداد یا بعد از آن،به صورت یکجا یا در اقساط مختلف مثلا در زمان شروع هر یک از فازها یا درآغاز هر سال مبلغ تعیین شده را به طرف مقابل می پردازد. عوض فناوری زمانی به صورت مبلغ مقطوع تعیین می شود که فناوری بی درنگ توسط طرف مقابل تحصی می شود، یا فناوری موضوع قرارداد از پیچیدگی کمی برخوردار است و به خدمات فنی،اطلاعات فنی و دیگر خدمات واگذارنده نیازی نیست.استفاده از مبلغ مقطوع به دلایل زیر به نفع واگذارنده است:

اولا نیازی به بررسی دفاتر و حساب های گیرنده – که در تعیین حق امتیاز لازم است – نیست

ثانیا از نرخ تسعیر ارز که گه گاه تغییر می کند و ممکن است ارزش حق امتیاز را پایین بیاورد اجتناب می شود

ثالثا واگذارنده نگران آینده سرمایه گذاری گیرنده از جمله فروش وسود نبوده و مبلغ ثابتی عاید او می شود

در مقابل استفاده از مبلغ مقطوع از جهتی به ضرر واگذارنده است به این صورت که اگر فناوری موضوع قرارداد موفقیت قابل توجه و غیر منتظره ای در بازار داشته باشد،چیزی بیش از مبلغ مقطوع عاید واگذارنده نمی شود.

ب – حق امتیاز:

حق امتیاز پرداخت منظمی به صورت مبلغ مشخص یا درصد معینی است که در ازای استفاده یا نتیجه اقتصادی که عاید گیرنده می شود، به واگذارنده پرداخته می شود از آنجا که حق امتیاز بصورت درصدی از میزان فروش،استفاده،تولید و یا سود خالص تعیین می شود، ارزش تجاری و بازاری فناوری موضوع قرارداد را به طور واقعی منعکس می نماید. به همین دلیل است که پرداخت حق امتیاز در قراردادهای انتقال فناوری متداول می باشد

در تعیین حق امتیار دو عامل نقش دارد:

  • نرخ حق امتیاز، مبلغ یا درصد معینی مثلا یک یورو یا ۵ درصد می باشد مبنای تعیین حق امتیاز نیز فروش، استفاده،تولید،سود و یا هر چیزی دیگری است که اساس محاسبه نرخ حق امتیاز قرار می گیرد
  • نرخ حق امتیاز

۱- مبنای تعیین حق امتیاز

حق امتیاز با توجه به مبناهای مختلفی تعیین می شود که ذیلا به توضیح آنها می پردازیم:

۱-۱-تولید

گاهی طرفین قرارداد، تولید را مبنای تعیین نرخ حق امتیاز قرار می دهند. در این صورت ، درازای تولید هر تعداد و مقدار از محصول، مبلغ یا درصد معینی به عنوان حق امتیاز به واگذارنده پرداخت می شود. به محض تولید، واگذارنده مستحق مبلغ یا درصد تعیین شده به میزان تولید می شود، هرچند که محصولات تولید شده به فروش نرفته باشند.از آنجا که تولید الزاما به معنای فروش محصول نیست و از طرفی گیرنده از آینده فروش محصول خبر ندارد، گیرنده فناوری کمتر حاضر می شوند تولید مبنای تعیین حق امتیاز قرار گیرد. اما با اینحال در مواردی طرفین قرارداد یا گیرنده ترجیح می دهند میزان تولید مبنای حق امتیاز قرار گیرد

۲-۱- فروش

در اغلب موارد میزان فروش محصول به عنوان مبنای تعیین حق امتیاز قرار داده می شود. در این صورت،گیرنده در قبال فروش محصول متعهد می گردد مبلغ معینی مثلا یک دلار یا درصد معینی از قیمت فروش را به عنوان حق امتیاز به واگذارنده پرداخت نماید.ممکن است قیمت فروش ناخالص یا قیمت فروش خالص یا قیمت متعارف بازار ملاک تعیین حق امتیاز قرار گیرد که در زیر به آنها اشاره می گردد:

۱-۲-۱-قیمت فروش ناخالص

با مراجعه به دفاتر و صورتحسابهای گیرنده می توان قیمت فروش ناخالص محصول را به راحتی به دست آورد قراردادن قیمت فروش ناخالص به عنوان مبنای محاسبه حق امتیاز به نفع واگذارند و به ضرر گیرنده است. زیرا در محاسبه قیمت فروش ناخالص،قیمت کل محصول به صورت یکجا د رنظر گرفته می شود و هزینه های جانبی گیرنده منجمله بسته بندی،حمل و نقل،بیمه ، صادرات و مالیات بر فروش از قیمت فروش کسر نمی گردد. همین طور قیمت بخشهایی از محصول که توسط فناوری کیرنده ساخته می شود.

۲-۲-۱-قیمت فروش خالص

موقعی که محصول علاوه بر اقلام ارائه شده بوسیله واگذارنده، اقلام دیگری نیز داشته باشد،استفاده از قیمت فروش خالص به عنوان مبنای تعیین حق امتیاز منطقی تر از قیمت فروش ناخالص می باشد. در محاسبه قیمت فروش خالص، ارزش قطعات گیرنده و همچنین هزینه های وی از قیمت فروش ناخالص کسر می شود.

۳-۲-۱- قیمت متعارف بازار

گاهی گیرنده به علت روابط خاصی که با بعضی از اشخاص معین دارد،محصول را با قیمتی بسیار پایین تر از قیمت متعارف به آنها می فروشد در این حالت، اگر قیمت فروش ملاک محاسبه حق امتیاز قرار گرفته باشد واگذارنده متضرر می شود. به منظور اجتناب از مشکل فوق، معمولا توافق می شودکه در این موارد قیمت متعارف بازار در محاسبه حق امتیاز ملاک قرار می گیرد.

۳-۱-سود

ممکن است در مواردی به خصوص در سالهای اول تولید، فروش تنها با سود کم یا حتی ضرر امکانپذیر باشد، بنابراین اگر تولید یا فروش ملاک تعیین حق امتیاز قرار بگیرد، گیرنده در مواقعی که متضرر شده یا اصلا سودی نبرده است نیز مجبور می شود مبلغی را به عنوان حق امتیاز بپردازد برای اجتناب از این امر سود فروش به عنوان مبنای تعیین حق امتیاز قرارداده می شود. علارغم مزیت هایی، استفاده از این روش درکل به نفع گیرنده نیست، زیرا میزان سود جزء اطلاعات محرمانه به حساب می آید و هیچ شخص یا شرکتی حاضر نمی شود آن را برای دیگران به خصوص رقبای خود فاش نماید. از طرف دیگر واگذارنده هم تمایلی به قرا رگرفتن سود به عنوان مبنای تعیین حق امتیاز ندارد، مگر اینکه به سود آور بودن فناوری امیدوار باشد یا مستقیما در اداره شرکت نقش داشته باشد.

بازدیدها: ۵۲


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *