قوانین و مقررات حوزه کسب و کارهای کوچک و متوسط
شاکی: آقای جلیل میرزائی- آقای سیدحسین شریعتپناهی.موضوع شکایت و خواسته: ابطال بندهای 4-1، 3-2، 4-2 بخشنامه شماره 137 درآمد سازمانتأمین اجتماعی.مقدمه:شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشتهاند،1ـ در بند 4-1 بخشنامه شماره 137 آمده است، چنانچه کارگاهی دارای اجازه کار بصورتغیررسمی بغیر واگذار نماید مدارکی نظیر امتیاز برق، آب، تلفن ارائه نماید. مسئولینتنظیم کننده بخشنامه میبایستی باین مهم توجه میکرد که امتیاز برق و آب فقط یکباراز طریق ادارات مزبور به محل به نام مالک داده میشود و انتقال آن فقط بصورت رسمیمورد قبول است و لزومی ندارد هر بار امتیازات فوقالذکر با سند رسمی منتقل گردد وتلفن که بعداً خریداری شده با نام مالک اصلی یکی نخواهد شد. این بند از بخشنامهخلاف قانون میباشد.2ـ مطابق قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 قراردادهای عادی اجاره با قید مدتاجاره که به امضاء موجر و مستاجر برسد و بوسیله دو شهود گواهی گردد معتبر میباشد.اما بند 3-2 بخشنامه مورد شکایت فقط اسناد رسمی اجاره را قبول دارد واجارهنامههای عادی را نفی میکند که این بند علاوه بر خلاف قانون بودن مخالف شرعمقدس اسلام نیز میباشد.3ـ در بند 4-2 بخشنامه مذکور اسناد اجاره عادی تنظیم توسط ارگانها و … را قبولداشته و اجارهنامههای عادی فیمابین افراد را نفی نموده در صورتی که در ماده یکقانون مالک و مستاجر تصریح شده کلیه ادارات و مکانهای مسکونی و تجاری با قراردادعادی یا رسمی تنظیم میگردند تابع مقررات و شرایط مقرر در این قانون میباشد. اینبند نیز مخالف قانون اخیرالذکر و مخالف شرع نیز میباشد. بنابمراتب مذکور ابطالبندهای 4-1، 3-2، 4-2 از بخشنامه شماره 137 درآمد را داریم.معاون حقوقی و امور مجلس سازمان تأمین اجتماعی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامهشماره 10381/ د/7100 مورخ 8/4/1381 اعلام داشتهاند:اولاً، از نظر قوانین و مقررات تأمین اجتماعی، مؤدی پرداخت حق بیمههای تأمیناجتماعی همانا کارفرما یا بهرهبردار کارگاه میباشد. بدیهی است اگر چه حق بیمه بهاعتبار وجود کارگر در کارگاه میباشد با اینحال دیون ناشی از آن بر ذمه بهرهبرداریا کارفرما تعلق میگیرد. از همین جا معلوم میگردد تشخیص کارفرما یا بهرهبردارکارگاه بمنظور اجرای مقررات تأمین اجتماعی دارای اهمیت فراوان میباشد.ثانیاً، عرفاً و منطقاً نمیتوان در پارهای از موارد بصرف یک سند عادی حکم بهکارفرما یا بهرهبردار بودن فردی کرد. چگونه ممکن است که شخص ادعای تصدی یاکارفرمایی کارگاهی را نماید اما از ارائه مدارکی از قبیل جواز شغل یا امتیاز آب وبرق و … اظهار عجز نماید.ثالثاً، صرفنظر از اینکه اجارهنامههای تنظیمی بعضاً جهت سرپوش گذاشتن به روابط کارو کارگری ارائه میگردد و این خود با فلسفه اجباری بودن قانون تأمین اجتماعی کهگسترش پوشش بیمهای و حمایتی برای کارگران است، میباشد. بر فرض نیز که مطابققوانین مدنی یا قوانین خاص حاکم بر روابط استیجاری از جمله قانون روابط موجر ومستأجر مصوب 1376 در عالم ثبوتی چنین رابطهای حقوقی تحقق یافته باشد. با اینحال واز نظر اثباتی و مادام که بهرهبردار یا کارفرما بودن شخصی غیر از مالک آن کارگاهبرای سازمان تأمین اجتماعی احراز نگردیده است قانوناً نمیتوان غیر از کارفرما (دراین فرض مالک کارگاه) کس دیگری را بدهکار حق بیمههای اجتماعی تلقی نمود. چنانچهقرار باشد سازمان تأمین اجتماعی بصرف ارائه چنین اجارهنامههایی (بدون اینکه مدعیرابطه استیجاری بتواند بهرهبردار بودن خود را از طریق عرفی یا نظامات صنفی کشوراثبات نماید) کارگاهی را از شمول قوانین تأمین اجتماعی خارج دانسته و حق تحقیق وبررسی در خصوص صحت و سقم اظهارات افراد را نداشته باشد به واقع باید معتقد بود،اولاً خصیصه امری و اجباری بودن مقررات تأمین اجتماعی مخدوش گردیده و تأمین اجتماعیبعنوان یک مقوله حکمی و اجباری در حد جایگاه قرارداد بیمه و قانون تخییری تنزیلپیدا میکند و مستلزم تعطیلی یا توقیف مقررات مذکور در اکثریت موارد میباشد.ثانیاً، آشکارا چنین نتیجهای با حق تحقیق و تشخیص سازمان که مستنداً به مواد 47 و102 قانون تأمین اجتماعی است، مغایر میباشد. با عنایت به مجموع مراتب بالااستدعای رسیدگی و رد شکایت شاکی را دارد.دبیر محترم شورای نگهبان در خصوص ادعای خلاف شرع بودن بندهای 3-2 و 4-2 بخشنامهشماره 137 درآمد سازمان تأمین اجتماعی طی نامه شماره 2883/30/82 مورخ 10/2/1382اعلام داشتهاند، بندهای 3-2 و 4-2 بخشنامه شماره 137 درآمد سازمان تأمین اجتماعیدر جلسه مورخ 4/2/1382 فقهای شورای نگهبان مطرح شد که نظر فقهاء بشرح زیر اعلاممیگردد. «کارفرما تلقی نمودن مالک مغازه را در فرض مذکور در شکایت شاکی و مطالبهحق بیمه شخص دیگر از او خلاف موازین شرع میباشد».هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجتالاسلاموالمسلمیندرینجفآبادی و با حضور رؤسای شعب بدوی و رؤسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل وپس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بشرح آتی مبادرت بصدور رأیمینماید.
رأی هیأت عمومیالف- اطلاق بند 4-1 بخشنامه شماره 137 درآمد سازمان تأمین اجتماعی که نافی اعتباراسناد عادی مسلم الصدور و معتبر انتقال کارگاه بلحاظ حصر مدارک مثبت انتقال خلافحکم مقنن در باب اعتبار اسناد معتبر است.ب- فقهای محترم شورای نگهبان بشرح نظریه شماره 2883/30/82 مورخ 10/2/1382 بندهای3ـ2 و 4-2 بخشنامه فوقالاشعار را از جهت کارفرما تلقی نمودن مالک مغازه در فرضمذکور در شکایت شاکی و مطالبه حق بیمه شخص دیگر از او، خلاف موازین شرع اعلامداشتهاند. بنابجهات فوق الذکر بندهای مذکور مستنداً به ماده 25 قانون دیوان عدالتاداری ابطال میشود.
بازدیدها: 62
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
دیدگاه *
نام *
ایمیل *
وب سایت
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.
Δ